مروری بر مستند بنکسی: خروج از مغازه کادوفروشی Exit Through the Gift Shop – 2010

Nothing in the world is more common than unsuccessful people with talent :: Banksy

بنکسی (+)، نام مستعار هنرمند گرافیتی‌کار و نقاش بریتانیایی است. با اینکه معمولا هنرمندان خیابانی (+) ناشناس هستند، شاید بنکسی یکی از مرموزترین هنرمندان خیابانی باشد. بنکسی بیش از ده سال است که فعالیت میکند اما در چند سال اخیر به‌تازگی نامش شناخته شده و به دلیل نوع فعالیت و سبک اعتراض و زبان تندش محبوبیت خاصی بین رسانه‌ها و مردم پیدا کرده است. کارش را از دیوارهای شهر بریستول -زادگاهش- آغاز کرد. در ابتدا کارهایش به همراه نیک واکر، اینکی و تری‌دی، جزئی از جامعه بزرگتر سن زیرزمینی بریستول (+)  بود. اما به تدریج سبک شخصی خودش را پیدا کرد و مستقل شد و اولین نمایشگاهش را در لوس‌آنجلس برپا کرد و بتدریج کارش گرفت تا آنجا که در سال ۲۰۰۷ یکی از آثارش بیست برابر تخمین اولیه به قیمت نهایی ۲۸۸هزار پوند به فروش رفت. کارهای بنکسی طعنه آمیز و هجویه هایش خرابکارانه (وندالیسمِ مورد نظر خود بنکسی، نه به معنای تحت‌اللفظی) است و هنرش جهت‌گیری های مشخص سیاسی و اجتماعی دارد و خودش را محدود نکرده. به کنفرانس‌های سازمان ملل اعتراض میکند، و حتی به فلسطین میرود و بر روی دیوارهای کرانه‌ی غربی گرافیتی (+) میکشد.
اولین فیلم بنکسی، خروج از مغازه کادوفروشی (+ و +) برای اولین بار در جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۱۰ به نمایش درآمد. فیلم در مارچ۲۰۱۰ در انگلستان اکران شد. و در ژانویه ۲۰۱۱ نامزد جایزه اسکار برای بهترین فیلم مستند شد که البته بنکسی به خاطر مخفی بودن هویتش در اسکار حضور پیدا نکرد و با خلق گرافیتی‌ای از خودش با کاپشن معروفش که جای مجسمه اسکار ایستاده و چند نفر که لباس‌هایی مشابه با لباس شخصیت‌های فیلم جنگ ستارگان جرج لوکاس به تن دارند و مشغول فیلمبرداری از او هستند(+) به آن واکنش نشان داد.
شاید بتوان گفت به نحوی خروج از مغازه کادوفروشی درواقع فیلم بنکسی نیست. فیلم از دو بخش تشکیل شده. یک قسمت از آن مصاحبه با خود بنکسی است، و قسمت دیگر فیلم‌‌هایی که تری گوئِتا (+) با دوربین دستی‌اش ضبط کرده. در واقع بخش اعظمی از فیلم کار بنکسی نیست و قفط محصول تدوین او از فیلم‌هایی است که از تری گوئتا نزدش به جا مانده. تری یک فرانسوی‌الاصل است که در لوس‌آنجلس زندگی میکرده و زندگی‌اش را با کمک(!) طرفداران مد میگذرانده: در لباس ها تغییر میداده و آنها را به قیمت بالاتر میفروخته. اما تری یک ویژگی منحصر به فرد دارد: هیچ‌جا بدون دوربین دستی‌اش نمیرود، هیچ‌جا. همانطور که خودش توصیف میکند مثل یک نوع اعتیاد. کافی است دوربین به دستش برسد تا دیگر آنرا زمین نگذارد و از هرچیزی که تکان میخورد فیلم بگیرد. تا اینکه در سال ۹۹ در یک سفر در فرانسه یک اتفاق جدید می‌افتد و از رهگذار پسرعمویش سوژه جدیدی نظرش را جلب میکند. خوش‌شانسی تری این است که درست در میان یک اتفاق بزرگ قرار میگیرد: شکوفایی هنر خیابانی. با هنرمندان خیابانی آشنا میشود و شروع میکند به فیلم گرفتن، فیلم گرفتن، و فیلم گرفتن. و چون هنر خیابانی به لحاظ ماهیتی که دارد ممکن است فردای خلق شدنش از بین برود، هنرمندان خیابانی بدشان نمی‌آمد و نیاز داشتند کسی از اثرشان فیلم بگیرد. اما کم کم تری بیشتر میخواهد. تری با ملاقات با شپرد فری -پرتره معروف او را از اوباما حتما دیده‌اید (+)- وارد موقعیت جدی‌تری میشود. تری او را به گوشه و کنار لس آنجلس میبرد تا شپرد گرافیتی‌هایش را بکشد. بعد از ده ماه فیلمبردای تری از هنرمندان خیابانی بالاخره ایده‌ایی به ذهن تری خطور میکند: مستندسازی. و در همین خلال با بنکسی آشنا میشود. حضور بنکسی تنها چیزی بود که تری کم داشت. کم کم تری تبدیل به یکی از نزدیکان بنکسی میشود. بنکسی کار میکند و تری فیلم میگیرد. در خلال یکی از همین فعالیت‌ها بنکسی به تری پیشنهاد میدهد که از اینهمه فیلمی که گرفته چیزی در بیاورد؛ مستندی بسازد. تری به خانه برمیگردد و شش ماه بعد با یک فیلم نود دقیقه‌ایی با عنوان «کنترل از راه دور ِ زندگی» (+) به پیش بنکسی برمیگردد. بنکسی فیلم را میبیند و این طور توصیف میکند: «یک‌ساعت و نیم کابوس ِ غیرقابل تماشا. مثل اینکه یک دیوانه کنترل رو بگیره دستش و بین نهصدتا شبکه مدام بره بالا و پایین. من بهش گفتم تاحالا چیزی مثل این ندیدم. البته دروغم نگفتم. مثل یه موقعیت بدی بود که یه نفر کارش رو بهت نشون میده و کارش هیچ چی نیست جز یه آشغال. و تو نمیدونی چی باید بگی.» بنکسی فیلم را نمیپسندد و به تری میگوید چرا به جای فیلم، چندتا از پوسترهایت را نمی‌آوری تا در نمایشگاه بعدی من تو هم اثری داشته باشی؟ تری اما کم کم بلندتر می‌پَرَد. زندگی‌اش را میفروشد و در لس‌آنجلس یک نمایشگاه بزرگ راه می‌اندازد. چیزی که از توان‌ش خارج است. از نام بنکسی هم برای معرفی خودش استفاده[سوءاستفاده؟] میکند و نمایشگاهش را افتتاح میکند. یک افتضاح فرهنگی که با تعجب با موفقیت هم روبرو میشود. تری در یک هفته‌یِ افتتاحیه فقط یک ملیون دلار میفروشد. شهرتش رو به افزایش میرود و شروع به برگزاری نمایشگاه در جاهای دیگر دنیا میکند. نقطه پایان فیلم همین‌جاست: تری موفق[معروف] میشود.
به ابتدا برمیگردیم. خروج از مغازه کادوفروشی روایت بنکسی است از یک شخصیت. تری یک شور دارد. ولی ظاهرا استعداد ندارد. چیزی که ما در تمام فیلم میبینیم هم همین است. و چیزی که باعث شد اتفاقی به نام «آقای شتسشوی مغزی» -نام مستعار تری- بیفتد تنها حاصل آن است که تری به موقع و در جایی درست حضور داشت. اتفاقی که باعث میشود تری این گونه موفق شود همان است که در ابتدای فیلم میبینیم: جنون مردم. مردم چیزی که از آن به درستی سر در نمی‌آورند را دوست دارند. همان کاری که تری با لباس ها میکرد؛ آنها را پنجاه دلار میخرید، دست‌کاری میکرد و پانصد دلار میفروخت. دلیل موفقیت تری نادانی مردم است. مردمی که فرق کار تری با بنکسی را نمیفهمند. هنرمندی که سالها صرف میکند تا به فرم شخصی خودش برسد و فردی که یک شبه به آن میرسد خروجی مشابهی ندارند. ممکن است فرم یکی باشد-تقلید صرف-، محتوی ولی فرق میکند. اما روی دیگر این سکه، شور تری است. تری میخواهد کاری بکند، اما هیچ وقت نمیفهمد چه کار. و این پروسه نهایتا با استقبال مردم آدرس غلطی هم میگیرد و البته هم بر اساس آن تری رو به جلو میرود. یک جور نادانی -به همان معنای تحت اللفظی: نادانستن- که با کمک بلاهت به کلی آن شور را تباه میکند. همان قصه همیشگی.

«من نمیفهمم تری چطور به این موفقیت عظیم در عرصه هنر رسید. واقعا شاید از همون اول یه نابغه بود. شاید یه مقدار خوش‌شانس بود… شاید همه‌ش یه شوخی باشه./ تری طبق قانون جلو نمیرفت. ولی خب اصلا قرار نیست قانون داشته باشیم. آخه من همه رو به هنر تشویق میکردم. که خلق کنن. به نظرم همه باید کار میکردن… اما اخیرا دیگه کسی رو زیاد تشویق نمیکنم

  • فیلم را از اینجا (+) میتوانید به صورت آنلاین ببینید. زیرنویس فارسی (+) هم دارد.
Advertisements
برچسب‌ها , , , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: