مروری بر مستند آلبرتو آرسی: شلیک کردن به فیل TO SHOOT AN ELEPHANT – 2009

afterwards, of course, there were endless discussions about the shooting of the elephant. The owner was furious, but he was only an Indian and could do nothing. Besides, legally I had done the right thing, for a mad elephant has to be killed, like a mad dog, if it’s owner fails to control it
Shooting an elephant (+) :: George Orwell

ژوئن ۲۰۰۷ سرآغاز التهابات سختی برای نوار غزه و شهروندان فلسطینی‌اش بود(+). یکی پيروزي جنبش حماس در انتخابات فلسطين، و دیگری شروع بمباران‌های اسرائیل بر روی این منطقه. درحالیکه محاصره نوار غزه در این زمان (+) و قحطی غذا و سوخت و دیگر وسایل ضروری زندگی باعث شده بود شهروندان برای به دست آوردن حداقل‌های زندگی از تونل‌های زیرزمینی در مرزهای غزه برای ورود به مصر و تامین مایحتاج خودشان استفاده کنند، اسرائیل با این ادعا که فلسطینی‌ها از این تونل‌ها برای قاچاق سلاح استفاده می کنند، آنها را بمباران می‌کرد. دعوای طرف‌های فلسطینی، حماس و فتح و دولت خودگردان به یک طرف، حملات اسرائیل از طرفی دیگر جهنمی در این منطقه به پا کرده بود.

سازمان رهایی‌بخش فلسطین (+) به همراه جنبش همبستگی بین‌المللی (+ و +)، یک گروه حقوق بشری را برای مشاهداتی عازم نوار غزه میکند. «شلیک کردن به فیل» (+) بخشی از مشاهدات تصویری این گروه در فاصله دسامبر ۲۰۰۸ تا ژانویه ۲۰۰۹ است. فیلم از چند قسمت تشکیل شده. بعد از گذر از سازمان‌های بین‌المللی و نشان دادن فضاهای منجمد، تنها چند روز پس از آتش‌بس شش ماهه بین اسرائیل و فلسطین، قسمت اول، از از مزرعه‌ایی در زیر آتش شروع میشود. با کشاورز صحبت میکند، خانواده و مردم را نشان میدهد، و به قسمت بعدی میرود: عملیات سرب مذاب، که خود قصه دیگری است. عملیات سرب مذاب همان استفاده از بمب‌های سفید رنگ فسفری است. در برخی گزارشات ادعا شده بود در عمليات نظامی سرب مذاب که از بيست و هفتم دسامبر ۲۰۰۸ -همین تاریخ فیلمبرداری- آغاز شده و به مدت ۲۲ روز تا اواسط ژانويه ۲۰۰۹ ادامه يافته، حدود هزار و چهار صد فلسطينی و سيزده اسرائيلی کشته شده‌اند. ارتش اسرائیل هم در پاسخ گفته بود که از ماده سفیدرنگ مجاز ساخت آمریکا که پیشروی نیروهای نظامی را امکان پذیر می کند و کاربرد آن مجاز است استفاده کرده است، نه بمب فسفری. آنچه در تصاویر فیلم میبینیم، به اندازه کافی گویای واقعیت هست. بخش‌های دیگر فیلم پرداختن به حمله‌های زمینی، مشکلات درس‌خواندن و عبور و مرور، کمک‌رسانی آمبولانس‌ها و بیمارستان‌ها، کمپ‌های سکونت، مشکلات کمک‌رسانی و ضعف سازمان‌های بین‌المللی و بلکه نشان دادن دستِ بسته‌یِ انها است.

فیلم حاصل کار آلبرتو آرسِی در یک تلاش شخصی به همراه محمد رجی‌الله به عنوان یک واسط-که گاه فعال‌تر از واسطه به نقش اصلی فیلم بدل میشود-، نشان دادن یک وضعیت دشوار و هشدار نسبت به آن است. آرسی بعد از حملات اسرائیل و در فرجه‌ایی که اسرائیل اجازه ورود به خبرنگاران را نمیداده، به همراه تیم‌ش در غزه میماند و «شلیک کردن به فیل» حاصل تلاش‌های او در این زمان است. «شلیک کردن به فیل» پنجمین مستند آرسی است. از چهارتای قبلی سه تا در مورد فلسطین، و یکی در مورد عراق، به‌مانند همین پنجمی همه در مورد وضعیت مردم غیر نظامی، و در زیر آتش جنگ ساخته شده‌اند. در «شلیک کردن به فیل»، آرسی و تیم‌ش بعد از اخراج خبرنگاران توسط اسرائیل، دیگر مصونیت خبرنگاری ندارند، و برای ماندن‌شان با همان خطراتی روبرو هستند که شهروندان عادی فلسطینی. (مصاحبه آرسی برای اطلاعات بیشتر+)

در «شلیک کردن به فیل» زیاد به وقایع تاریخی اعتنایی نمیشود. صحبت از مسخ انسانیت است. همان‌گونه که در مقاله «شلیک کردن به فیل» (+) هم جرج اورول بعد از اینکه به فیل میرسد درحالیکه قصد کشتن فیل را ندارد، برمه‌ایی‌ها را میبیند که منتظرند تا او فیل را بکشد. با خود میگوید: «برای اولین بار متوجه پوچی و بیهودگی حکومت سفیدپوستان در شرق شدم. من مرد سفیدی بودم تفنگ به دست، ایستاده در برابر جمعیت بومی غیر مسلح – در ظاهر بازیگر اصلی نمایشنامه؛ اما در واقعیت من چیزی جز ملیجک مضحکی که با خواست آن صورتهای زرد از پشت به عقب و جلو هل داده می‌شود نبودم. در آن لحظه بود که درک کردم وقتی مرد سفیدپوست در جایگاه مستبد قرار می‌گیرد این آزادی خودش است که در وهله اول نابود می‌کند

و همان که آرسی میگوید. چرا ما بی‌تفاوت هستیم؟ در طول فیلم و هم آن گاهِ عملیات سرب مذاب مدام از خودمان میپرسیم پس خبرنگاران کجا هستند؟ و چه کسی پاسخ‌گوی این آشفتگی است؟ آیا از بین همه سازمان‌هایی که مسئول هستند تنها این تیم و آن هم با مسئولیت شخصی باید برای گزارش حاضر باشند؟ چه کسی مسئول است؟ آرسی در مصاحبه‌اش گفته بود همه ما مسئول هستیم. برای بی‌توجهی به فریادی که تصمیم گرفته‌ایم نشنویم. همه ما مسئول هستیم و باید به مسئله فلسطین به اندازه یک بحران موضوعیت بدهیم و اعتراض کنیم. صحبت از خساراتی نیست که وارد آمده و متأسفانه هنوز هم به پایان نرسیده، این یک فاجعه بشری است و ما باید مخاطب این آشفتگی قرار بگیریم. تنها کافی‌است بشنویم. فریادی که این تصاویر میزنند خود گویا است. همان طور که در انتهای فیلم، بعد از بمباران شدن یکی از کمپ‌های کمک‌رسانی بین‌المللی، مسئول واحدش رو به دوربین می‌ایستد، با دست به آتش اشاره میکند و میگوید: چیزی هم باید بگویم؟

سخن آخر آن‌که در مورد فلسطین همیشه میخوانیم، و حتی شاید به طور خاص ما به برکت جمهوری اسلامی! تصاویر زیادی میبینیم. و فکر میکنم در تریبون‌های رسمی خبرگذاری‌های ما بیش از دیگران از مشکلات، محاصره‌های غذایی و رفت و آمدها و جنایت‌های اتفاق افتاده صحبت میشود. اما به نظر من دور از جهت‌گیری‌ها و هیاهوها و ریای رسانه‌ها، برای هرکدام از ما بسیار ضروری است که مانند «شلیک کردن به فیل» چنین تصاویر بی‌پیرایه‌ و قدرت‌مندی را ببینیم.

  • فیلم تحت مجوز بنیاد غیرانتفاعی اشتراک خلاقانه (+) منتشر شده و قابل دیدن و بازنشر است. «شلیک کردن به فیل» را از سایت رسمی خودش در اینجا (+) میتوانید بصورت کامل ببینید و دانلود کنید و یا میتوانید از این لینک یوتیوب (+) به صورت انلاین ببینید. زیرنویس فارسی فیلم را هم از این آدرس(+) میتوانید دریافت نمایید.
Advertisements
برچسب‌ها , , , , , , , , , , , , ,

یک دیدگاه برای ”مروری بر مستند آلبرتو آرسی: شلیک کردن به فیل TO SHOOT AN ELEPHANT – 2009

  1. […] چندی پیش در مورد فلسطین به معرفی مستندی پرداختم که شاید نامناسب نباشد که بگویم مستند فعلی به عنوان پیش زمینه‌ای برای دیدن آن توصیه میشود. اشغال۱۰۱: صدای اکثریت خاموش (+)، مستندی است به کارگردانی دو برادر: سفیان و عبدالله عمیش که درباره منازعه اسرائیل-فلسطین، با رویکردی تاریخی‌تر و علمی‌تر به موضوع پرداخته است.  فیلم توسط خانم آلیسون وِیر، موسس بنیاد «اگر آمریکایی‌ها میدانستند» روایت میشود و با جمعی از دانش‌آموختگان، رهبران مذهبی، مورخان، روزنامه‌نگاران، فعالین صلح و ناظرین بین‌المللی و اعضای گروه‌های غیردولتی و حقوق بشری و مردم عادی در بیت‌المقدس(اورشلیم)، نوار غزه و کرانه غربی و حتی سفیران قدیم آمریکایی مصاحبه میکند که از این میان جمعی نیز هم‌چون نوام چامسکی، آشنا هم هستند. در شلیک کردن به فیل، نیازی به توضیح روی صحنه‌ها نداریم، اما به درستی در مقام بیننده، درک هم نخواهیم کرد که در فلسطین چه میگذرد. فیلم‌هایی در زمره اشغال۱۰۱، ما را بیشتر با وضع واقعی فلسطین آشنا میکند. شما نیازمندید نسبت به کل مفهوم یک بینش داشته باشید تا بتوانید صحنه‌هایی بی‌پیرایه چون شلیک کردن به فیل را بهتر درک کنید. از این منظر اشغال ۱۰۱ پر از مصاحبه و روایت است و پر است از ارائه مستندات و آمارها و نشان دادن نقشه‌ها و غیره. و باز هم در همین راستا است که فیلم، تنها یک راوی نیست و تفسیر خودش را از تاریخ دارد. مطلبی که میتواند درجاهایی از فیلم این ظن را تقویت کند که شاید مستندات و آمارها و تفسیر تاریخ، مقابل پروپگاندای اسرائیلی‌ای است که در این سالها جریان داشته. اما هرچه باشد، در مقام مقایسه هم که قرار بگیرد، باز به آگاهی می‌انجامد. ارائه وقایع تاریخی مانند اعلامیه بالفور به مثابه  شواهدی بر شروع این جنگ، یا صلح نوستالوژیک اعراب و یهودیان قبل از ورود صیهونیست‌ها، شاید اقناع کننده به نظر نرسد، اما مطلبی است که لااقل باید در نظر عمومی لحاظ  گردد. همچنین است اشاره وقایع تاریخی دیگری که در ریشه‌یابی این خشونت همواره برای مردم عادی و بینندگان دور، شواهدی غیرعمومی بوده‌اند. و تاکید فیلم بر خشونت، با اینکه بیشتر رویکردی بر مظلومیت فلسطین دارد، ناظر بر چالش‌هایی است که هر دو بخش فلسطینی و اسرائیلی را تحت تاثیر قرار داده. کل فیلم تاکیدی است بر وجه «اشغال بودگی» فلسطین، که مفهومی بعید است. با اینکه جهان هیچ‌گاه از جنگ و نزاع‌هایی این چنین خالی نیست، ولی مسئله فلسطین شاید از آن جهت متفاوت بنماید که اولا نزاعی است پیوسته، چنان‌که بیش از چندین دهه است که علی رغم سامان یافتن ظواهر حقوق بین المللی هیچ بهبودی نیافته، و دوما چنان جنبه‌های سیاسی و حقوقی و مذهبی آن در هم پیچیده است که دست یافتن به یک تصویر بزرگ را در موردش مشکل نمی‌نماید. و فیلم هم همین قصد را دارد. میخواهد وجه مفهوم اشغال را در این منازعه پررنگ‌تر و اهمیت دادن به رفع آن را ضروری‌تر بنماید. از همین رو است که با تصاویری از جنبش‌های مدنی در الجزایر، هند، آفریقای جنوبی و از این دست شروع میشود و با سخنانی قدیمی از مالکوم ایکس و نلسون ماندلا که در لزوم مقابله‌ی خشونت‌بار سخن میگویند. چیزی که با تصویر عمومی‌ای که از مخصوصا ماندلا وجود دارد چندان سازگار نیست. منظور فیلم هم اتفاقا همین است. ارجاعاتی متعدد از این دست زیاد هستند. صحنه‌های مونتاژ شده احساسی بر روی یک‌دیگر؛ سنت زشت مایکل موری -حتی در مقام پیش‌گام و برجسته کردن چنین متدی-، چنان هجمه‌ای از اتفاقات ناگوار را ناگهان بر بیننده عرضه میکنه که بیش از‌ آن‌که بتوانید در این مدت کوتاه آن را درک کنید، چنان‌چه نسبت به فلسطین پیش‌زمینه مثبت داشته باشید با آن هم‌ذات پنداری میکنید و چنان‌چه برعکس، احتمالا به شدت منزجر خواهید شد. همان‌طور که در بعضی از نقدها هم میبینید، فیلم را سراسر پروپگاندا خوانده اند.(مثلا نگاه کنید به اینجا که کمی بدبین است و اینجا که کاملا عصبانی است). ولی این‌طور به نظر نمیرسد و خوشبختانه بر ذات این مطالب تاکید نمیکند، چنان‌که در انتها نشان میدهد. اما آن‌چه در همه‌ی فیلم و منظور فیلم است، درک مفهوم اشغال است. اشغال، اشغال، و اشغال. باید فلسطین را از این منظر دید، تا بتوان کمی واقعی‌تر به آن نگریست. و باید این مفهوم را از روزمرگی زدائید. برادران عرب ساکن آمریکا؛ عمیش، برای ساخت فیلم از مشاغل خود در نیویورک استعفا دادند و چهار سال را وقف ساختن این فیلم کردند. برخی مصاحبه‌ها واقعا عالی هستند. به عنوان مثال به مصاحبه دختر بچه در دقیقه شصت و هشت بنگرید. ترکیب تصاویر و روایت‌ها، موسیقی مناسب با آن، مستندات (فکر میکنم از دید بیننده بدبین حداقل) قابل اعتناء از نکاتی هستند که فیلم را در منظور خودش موفق کرده‌اند. مناسبت فلسطین-اسرائیلی امروزه بیش از آن‌که در مدیوم مستندی این چنین، نیازمند ثابت کردن درستی شواهدش باشد، نیازمند آگاهی بخشی است. اشغال ۱۰۱ با فقدان تأملات طولانی و اثبات شواهدش در اقناع بیننده، به درستی بیش از آن‌که برای اقناع باشد، فیلمی برای آگاهی است. به هرحال هرچه باشد فکر میکنم وقتی اشغال۱۰۱ را در کنار «شلیک کردن به فیل» بگذارید، میتوانید خودتان قضاوت کنید. […]

  2. […] چندی پیش در مورد فلسطین به معرفی مستندی پرداختم که شاید نامناسب نباشد که بگویم مستند فعلی به عنوان پیش زمینه‌ای برای دیدن آن توصیه میشود. اشغال۱۰۱: صدای اکثریت خاموش (+)، مستندی است به کارگردانی دو برادر: سفیان و عبدالله عمیش که درباره منازعه اسرائیل-فلسطین، با رویکردی تاریخی‌تر و علمی‌تر به موضوع پرداخته است.  فیلم توسط خانم آلیسون وِیر، موسس بنیاد «اگر آمریکایی‌ها میدانستند» روایت میشود و با جمعی از دانش‌آموختگان، رهبران مذهبی، مورخان، روزنامه‌نگاران، فعالین صلح و ناظرین بین‌المللی و اعضای گروه‌های غیردولتی و حقوق بشری و مردم عادی در بیت‌المقدس(اورشلیم)، نوار غزه و کرانه غربی و حتی سفیران قدیم آمریکایی مصاحبه میکند که از این میان جمعی نیز هم‌چون نوام چامسکی، آشنا هم هستند. در شلیک کردن به فیل، نیازی به توضیح روی صحنه‌ها نداریم، اما به درستی در مقام بیننده، درک هم نخواهیم کرد که در فلسطین چه میگذرد. فیلم‌هایی در زمره اشغال۱۰۱، ما را بیشتر با وضع واقعی فلسطین آشنا میکند. شما نیازمندید نسبت به کل مفهوم یک بینش داشته باشید تا بتوانید صحنه‌هایی بی‌پیرایه چون شلیک کردن به فیل را بهتر درک کنید. از این منظر اشغال ۱۰۱ پر از مصاحبه و روایت است و پر است از ارائه مستندات و آمارها و نشان دادن نقشه‌ها و غیره. و باز هم در همین راستا است که فیلم، تنها یک راوی نیست و تفسیر خودش را از تاریخ دارد. مطلبی که میتواند درجاهایی از فیلم این ظن را تقویت کند که شاید مستندات و آمارها و تفسیر تاریخ، مقابل پروپگاندای اسرائیلی‌ای است که در این سالها جریان داشته. اما هرچه باشد، در مقام مقایسه هم که قرار بگیرد، باز به آگاهی می‌انجامد. ارائه وقایع تاریخی مانند اعلامیه بالفور به مثابه  شواهدی بر شروع این جنگ، یا صلح نوستالوژیک اعراب و یهودیان قبل از ورود صیهونیست‌ها، شاید اقناع کننده به نظر نرسد، اما مطلبی است که لااقل باید در نظر عمومی لحاظ  گردد. همچنین است اشاره وقایع تاریخی دیگری که در ریشه‌یابی این خشونت همواره برای مردم عادی و بینندگان دور، شواهدی غیرعمومی بوده‌اند. و تاکید فیلم بر خشونت، با اینکه بیشتر رویکردی بر مظلومیت فلسطین دارد، ناظر بر چالش‌هایی است که هر دو بخش فلسطینی و اسرائیلی را تحت تاثیر قرار داده. کل فیلم تاکیدی است بر وجه «اشغال بودگی» فلسطین، که مفهومی بعید است. با اینکه جهان هیچ‌گاه از جنگ و نزاع‌هایی این چنین خالی نیست، ولی مسئله فلسطین شاید از آن جهت متفاوت بنماید که اولا نزاعی است پیوسته، چنان‌که بیش از چندین دهه است که علی رغم سامان یافتن ظواهر حقوق بین المللی هیچ بهبودی نیافته، و دوما چنان جنبه‌های سیاسی و حقوقی و مذهبی آن در هم پیچیده است که دست یافتن به یک تصویر بزرگ را در موردش مشکل نمی‌نماید. و فیلم هم همین قصد را دارد. میخواهد وجه مفهوم اشغال را در این منازعه پررنگ‌تر و اهمیت دادن به رفع آن را ضروری‌تر بنماید. از همین رو است که با تصاویری از جنبش‌های مدنی در الجزایر، هند، آفریقای جنوبی و از این دست شروع میشود و با سخنانی قدیمی از مالکوم ایکس و نلسون ماندلا که در لزوم مقابله‌ی خشونت‌بار سخن میگویند. چیزی که با تصویر عمومی‌ای که از مخصوصا ماندلا وجود دارد چندان سازگار نیست. منظور فیلم هم اتفاقا همین است. ارجاعاتی متعدد از این دست زیاد هستند. صحنه‌های مونتاژ شده احساسی بر روی یک‌دیگر؛ سنت زشت مایکل موری -حتی در مقام پیش‌گام و برجسته کردن چنین متدی-، چنان هجمه‌ای از اتفاقات ناگوار را ناگهان بر بیننده عرضه میکنه که بیش از‌ آن‌که بتوانید در این مدت کوتاه آن را درک کنید، چنان‌چه نسبت به فلسطین پیش‌زمینه مثبت داشته باشید با آن هم‌ذات پنداری میکنید و چنان‌چه برعکس، احتمالا به شدت منزجر خواهید شد. همان‌طور که در بعضی از نقدها هم میبینید، فیلم را سراسر پروپگاندا خوانده اند.(مثلا نگاه کنید به اینجا که کمی بدبین است و اینجا که کاملا عصبانی است). ولی این‌طور به نظر نمیرسد و خوشبختانه بر ذات این مطالب تاکید نمیکند، چنان‌که در انتها نشان میدهد. اما آن‌چه در همه‌ی فیلم و منظور فیلم است، درک مفهوم اشغال است. اشغال، اشغال، و اشغال. باید فلسطین را از این منظر دید، تا بتوان کمی واقعی‌تر به آن نگریست. و باید این مفهوم را از روزمرگی زدائید. برادران عرب ساکن آمریکا؛ عمیش، برای ساخت فیلم از مشاغل خود در نیویورک استعفا دادند و چهار سال را وقف ساختن این فیلم کردند. برخی مصاحبه‌ها واقعا عالی هستند. به عنوان مثال به مصاحبه دختر بچه در دقیقه شصت و هشت بنگرید. ترکیب تصاویر و روایت‌ها، موسیقی مناسب با آن، مستندات (فکر میکنم از دید بیننده بدبین حداقل) قابل اعتناء از نکاتی هستند که فیلم را در منظور خودش موفق کرده‌اند. مناسبت فلسطین-اسرائیلی امروزه بیش از آن‌که در مدیوم مستندی این چنین، نیازمند ثابت کردن درستی شواهدش باشد، نیازمند آگاهی بخشی است. اشغال ۱۰۱ با فقدان تأملات طولانی و اثبات شواهدش در اقناع بیننده، به درستی بیش از آن‌که برای اقناع باشد، فیلمی برای آگاهی است. به هرحال هرچه باشد فکر میکنم وقتی اشغال۱۰۱ را در کنار «شلیک کردن به فیل» بگذارید، میتوانید خودتان قضاوت کنید. […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: