مروری بر مستند کیم کی‌دوک: آریرانگ Arirang – 2011

I have always preferred the reflection of the life to life itself. :: François Truffaut

اگر شما هم از طرفداران سینمای آسیای شرقی باشید، حتما کیم‌ کی‌دوک(+) را می‌شناسید. کارگردان مشهور اهل کره جنوبی، که با سبک خاص خودش چندسالی است در جشنواره‌های معروفی همچون ونیز و برلین اسمش شنیده میشود و سینما دوستان میشناسندش. کیم کی‌دوک متولد ۱۹۶۰ در یک خانواده نسبتا فقیر در کره جنوبی است. در هفده سالگی درس را رها کرده و به کارگری روی آورده، سپس به نیروی دریایی می‌پیوندد، بعد از بیرون آمدن از ارتش به نقاشی علاقمند میشود و برای یادگیری نقاشی به پاریس میرود. دانش‌آموخته در یک مدرسه هنرهای زیبا در فرانسه بین سالهای ۹۱ تا ۹۳ است و پس از بازگشتن به کره جنوبی، به فیلمسازی علاقمند میشود. در ۱۹۹۶ کارگردانی را با فیلم کروکودیل(+) که به نوعی اقتباس از زندگی‌نامه خودش بود شروع نمود و به مرور سبک خودش را پیدا کرد. موفقیت جهانی کی‌دوک در ۲۰۰۳ با «بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار»(+) اتفاق افتاد. و با «۳-آیرون»(+) دیگر یک کارگردان شناخته شده به حساب می‌آمد.

و اما «آریرانگ«(+): در سال ۲۰۰۸ و درحالیکه کیم کی‌دوک مشغول فیلمبرداری مراحل پایانی فیلم «رویا»(+) بود، بازیگر نقش اول فیلم، در صحنه‌ایی که قرار بود حلق‌آویز شدن‌ش را به نمایش بگذارد، دچار حادثه میشود. فیلمبرداری صحنه حلق‌آویز شدن نزدیک بود موجب خفه شدن بازیگر نقش اول زن شود. این حادثه تاثیر بدی روی کارگردان میگذارد؛ آیا ساختن یک فیلم به احتمال کشته شدن یک انسان می‌ارزد؟
کیم کی‌دوک بعد از این حادثه زندگی‌اش را رها میکند و به خانه‌ایی کوهستانی با کمترین امکانات ابتدایی پناه میبرد. سه سال زندگی در کوهستان، برای بازیابی خودش.

آریرانگ یک فیلم نیست، حدیث نفس کارگردان با ماست. از اینجا به بعد کی‌دوک یک دوربین دستش میگیرد و خودش را روایت میکند. به سازنده و بیننده دشنام میدهد. روبروی دوربین گریه میکند و آواز میخواند؛ آریرانگ. همان که میگوید آوازی است که وقتی مردم کره به شدت غم‌گین میشوند با خود زمزمه میکنند. (+)
اما کیم کی‌دوکِ سینمایی، شاخصه بارزی دارد که نمیتوان از آن گذشت. دو اثر درخشان فیلمساز دنیایی سیاه دارند. «بهار، تابستان، پاییز، زمستان… و بهار» و «۳-آیرون» را با کمی تساهل میتوان به عنوان سینمای صامت معرفی کرد. به این معنا که جهان این دو فیلم، جهانی بدون کلام است. قهرمانان فیلم‌های کی‌دوک هیچگاه صحبت نمیکنند. وجه شاخص کی‌دوک هم در همین است. کی‌دوک کارگردانی است که با تصویر روایت میکند. تصویری که اتفاقا بسیار هم چشم‌گیر و دل‌نواز است. نگاه کارگردان به دنیا درگیر با عشق، ایمان و طبیعت است. فضاسازی‌های بی‌نظیرِ شاهکارهای کی‌دوک به شدت تاثیرگذار هستند. نگاه شرقی کی‌دوک به جهان و روایت فرامادی او در انتها چیزی نیست که ما در آریرانگ میبینیم و جهان کارماییِ او به شدت پیچیده‌تر از آن است که در آریرانگ روایت میشود. ما در روایت سینمایی کی‌دوک آنقدر با رفت و برگشت سر و کار داریم که زنجیره را گم میکنیم. و تنها جایی از بند این تسلسل تاریک رها میشویم که آخرین قطعه پازل کی‌دوک در جایگاه خودش قرار میگیرد، همان‌جایی که آن تصویر باشکوهی که کی‌دوک میخواهد ترسیم میشود: جهانی عاشقانه. ما در این فیلم قرار است مخاطب نوعی ویرانگری کارگردان در مقابل دوربین باشیم. صحنه‌هایی که کی‌دوک رو به دوربین سوال میپرسد و در تدوین از نمایی دیگر پاسخ میدهد، صحنه‌هایی که با ما صحبت میکند. میگوید میخواهم فیلم بسازم، و به جهنم اگر خسته کننده است. همه اینها روایت شکنجه‌ایی است که کیم کی‌دوک بر خودش تحمیل میکنند و این‌بار قرار نیست زیبا باشد، اما علی النهایه دنیای کی‌دوک هم دنیای زیبایی نبود و نیست. مگر جانِ فیلم‌های او زیبا است؟

امسال طبق آنچه منتقدان میگفتند فیلم‌های اتوبیوگرافیکال تجربی جایگاه ویژه‌ایی در جشنواره کن داشت. کیم کی‌دوک با همین فیلم در جشنواره کن امسال به طور مشترک با «آندراس درسن» برنده جایزه بخش نوعی نگاه شد و آن طور که خواندم حضور خودش هم در جشنواره چندان محسوس نبود. با محافظ و با فاصله از مردم.

کی‌دوک گفته بود با این فیلم قرار است عذر غیبت سه ساله‌اش را بیان کند و به ما نشان بدهد چرا از مردم، رسانه‌ها و زندگی خودش فاصله گرفته است. اما واضح بگویم که من آریرانگ را صادقانه ندیدم. گرچند هیچگاه وضعیت رقت‌بار آنان که دوستشان داریم قابل تماشا، دوست‌داشتنی و قوی نیست، ولی با قرار لذت بردن از آریرانگ هم به تماشای آن ننشسته بودم. و باز هم از خودم میپرسم مگر تا به حال جان ِ سینمای کارگردان کره‌ایی لذت بردن هم داشت؟ نه. وضعیت رقت‌بار کیم کی‌دوک وضعیت امروزش نیست. واگر مثل همه ما در دوره‌هایی افسردگی گوشه‌گیرش کرده، طرز بیان این حزن‌ش، لوس و سخیف -ولی متأسفانه واقعی- است. و اگرچه همیشه و در هر روایتی، جایی خالی از -هرچند اندکی- خودنمایی نیست، ولی تصویری که کیم کی‌دوک در این فیلم ارائه میدهد، وجه خودنماییِ آزاردهنده‌ای دارد. به نحوی که در طول مشاهده آریرانگ مدام از خودم میپرسیدم پس کارگردانی که میشناختیم‌ش کجاست؟ کیم کی‌دوکی که آن طور مبهوت‌کننده و با آن استعاره‌ها و ایجازهای خارق‌العاده ما را مبهوت میکرد، اکنون مثل کودکی چهارساله قهر کرده و نق میزند. جهانی که پیش‌تر از این کی‌دوک ترسیم کرده بود جهان سیاهی است. کی‌دوک زندگی را دوست ندارد، همان‌طور که قهرمان‌هایش هم به عنوان بازتابی از خود او زندگی را دوست ندارند، تا آن حد که با کسی حرف نمیزنند و هرکدام خودخواسته یا ناخواسته مطرود و گوشه‌گیر هستند. و حالا کی‌دوک در مقابل دوربین نشسته است و درباره مرگ و زندگی و دوستی و خیانت از ما سوال می‌پرسد. درحالیکه اگر کیم کی‌دوک جواب داشت، کیم کی‌دوک نبود.  همان‌طور که اگر ما به دنبال جواب میبودیم، مخاطب سینمای کی‌دوک نبودیم. و البته گمان هم نمیبرم کارگردان به دنبال رسیدن به جواب، سوال پرسیده باشد. و در آخر بالاخره این‌که من این کنشِ کی‌دوک را اگر نشود گفت ریاکارانه، حداقل که بسیار شعاری میبینم. یک ضعف و عقب‌گرد برای کارگردان، به خامی اولین فیلم‌ش. با این تفاوت که اینجا به جای کروکودیل-نام مستعار شخصیت اول فیلم اولش-، سوژه مستقیماً خودش است، و روایت هم خودش است. کی‌دوک قبلا در مصاحبه‌ایی گفته بود «هر وقت چیزی را نمی‌‌فهمم، برای درک آن یک فیلم درباره‌‌اش می‌‌سازم«. و من حسرت میخورم که کاش باز هم فیلم بسازد، و کمتر مستقیماً حرف بزند. که جهانِ بی‌قراری که کی‌دوک برای من به تصویر میکشد، در نهایت مانند یک تصویر و به مثابه یک نقاشی بی‌نظیر و شاهکاری استعاره‌ایی از وضعیتی است که در آن گرفتاریم: سیاه و عاشقانه.

Advertisements
برچسب‌ها , , , , , ,

یک دیدگاه برای ”مروری بر مستند کیم کی‌دوک: آریرانگ Arirang – 2011

  1. […] شهیر کره‌ایی که قبلا درباره این فیلم هم نوشته‌ام(+)، او هم در همین مایه به نوعی مشغول به خود درمانگری با […]

  2. علیرضا می‌گوید:

    درحالیکه اگر کیم کی‌دوک جواب داشت، کیم کی‌دوک نبود. همان‌طور که اگر ما به دنبال جواب میبودیم، مخاطب سینمای کی‌دوک نبودیم.

    از این جمله لذت بردم واقعا. معمولا پایان بندی فیلم های کی دوک بی منطق هستش تا جایی که توی 3iron این بی منطقی حتی به اتفاقات علمی تخیلی نزدیک میشه : بی منطقی،بی جوابی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: