مروری بر مستند پیتر داویس: قلب‌ها و اندیشه‌ها Hearts and Minds – 1974

    Look, they are focusing on us now. First they bomb as much as they please, then they film
از متن فیلم

هنوز هم تکان‌دهنده، اولین عبارتی که بعد از دیدن «قلب‌ها و اندیشه‌ها«(+) برای توصیف فیلم به ذهنم رسید. مستندی ساخته پیتر داویس، با عنوانی طعنه‌آمیز و برگرفته شده از سخنرانی رئیس جمهور آمریکا، لیندون جانسون – «پیروزی نهایی بسته به قلب‌ها و اندیشه‌های مردمی است که در بطن ماجرا زندگی می‌کنند» – ، که به بررسی شانزده سال بیهودگی و کشتار و خشونت در «جنگ ویتنام»، یا آن‌چه ویتنامی‌ها میگویند «جنگ آمریکا» میپردازد.

بدون مقدمه، مستند داویس مستند ناراحتی است. نشان دادن تناقض‌ها و به‌هم‌ریختگی سیاست‌های وقت، خشم داویس از فرهنگ آشفته جامعه از طریق رویارویی سکانس‌ها با همدیگر، و اعتراضی که او به خشونت و شهوت مست‌کننده کنترل کردن و سلطه جهانی آمریکا دارد مستند داویس را کاملا جهت‌دار میکند. و مصاحبه‌های فیلم، که به طرز اعجاب‌آوری شفاف و خوب هستند. طوری که نیاز به هیچ‌چیز دیگری نیست، تنها همین مصاحبه‌ها برای پیامی که داویس میخواهد برساند کافی است. مصاحبه‌های داویس از کلارک کلیفورد -وزیر اسبق دفاع- در مورد ظهور آمریکا به عنوان یک قدرت فرامنطقه‌ایی پس از جنگ جهانی دوم شروع میشود، و فیلم از همان ابتدا کاملا موضع دارد. مثلاً جایی که والت روستو – مشاور ارشد کندی و جانسون- مشغول توجیه دخالت آمریکا است و داویس وسط حرف‌هایش می‌پرد و می‌پرسد اصلاً آیا آنها واقعاً نیازی به ما داشتند؟ روستو جا میخورد و میگوید «من واقعا باید به این سوال احمقانه پاسخ بدهم؟». و ادامه پیدا میکند با توضیحات ژنرال ویلیام وستمورلند -فرمانده نیروهای نظامی آمریکایی در ویتنام-، که شرح جنون را تکمیل میکند. وستمورلند در جایی میگوید «فلسفه شرقی بر اساس بی‌اعتنایی و بی‌اهمیتی به دنیا بنا شده است». هنوز بعد از گذشت چندساعت از تماشای فیلم هضم این جمله برای من مشکل است، آیا وستمورلند به خودش گوش نمیکند؟ این درک نادرست و بلکه غیرانسانی، همین که مورد اعتراض داویس است، همان که داویس از رستو پرسید، همان مشکلی است که در مصاحبه با یک خلبان دیگر خودش را نشان میدهد، که عارضه جانبی و بلکه بیماری اصلی همین نه درک نادرست، بلکه این فقدان است. همین فلسفه است که خلبان را قادر میسازد خود را صرفا به چشم یک تکنسین در حال خدمت ببینید. که عنوانی که به این قضیه میدهد «بازی» باشد. یکی از آنها حتی میگوید این بازی عمیقا راضی کننده است. و دیگری میگوید من هیچ وقت واقعاً متوجه نمیشدم آن پایین چه خبر است، فقط بعد از ریختن ناپالم‌ها و بمب‌ها از بالا نگاه میکردم و دود میدیدم.

داویس در «قلب‌ها و اندیشه‌ها» نشان میدهد همه در یک طرف هستیم. طنز مسخره‌ای است که آمریکا تا دیروز در جنگ جهانی دوم و در این سوی صف مبارزه با نژادپرست‌های نازی و بلکه ضربه‌خورده از آنهاست، و اکنون خودش به بازتولید نژاد پرستی و خشونت دست میزند. نحوه برخورد سربازان آمریکایی با عقب‌مانده‌های ویتنامی – نامی که سربازان آمریکایی بر ویتنامی‌ها گذاشته بودند – دست کمی از نحوه برخورد سربازان نازی با یهودی‌ها ندارد. اینجاست که همان بحث همیشگی برجسته میشود: وطن‌پرستی – به مثابه انگیزه‌ای برای سربازان و وسیله‌ای برای تقدیس جنگ، مخصوصاً وقتی در موضع تدافعی نباشیم – و نژادپرستی چه وجوه مشترک و چه فاصله کمی با همدیگر دارند. شاید برای آن‌ها که هنوز وطن‌پرستی را چیزی جز ضرورتی برای برآورده شدن امیال سیاسی میدانند تماشای فیلم بد نباشد. و البته آن‌چه از آن غفلت میکنیم ذات خشونت جنگ است. و البته که آن‌چه اتفاق می‌افتاد جابجایی هدف و وسیله، بلکه پوچی و به تبع آن نابودی هدف است. سربازان آمریکایی در ویتنام برای چه میجنگند؟ کشوری هزاران کیلومتر آن طرف‌تر، و آنقدر کوچک که ادعای خطرناک بودنش خنده‌آور است. و خنده‌دارتر آن که یکی از عوامل اصرار آمریکا بر روی جنگ به عنوان تلاشی بر عدم حاکمیت رسمی کمونیسم در ویتنام، ترس از طرح دومینوی مطرح شده در زمان آیزنهاور بود: «اگر ما از ورود یک کشور به دایره سرخ کمونیسم جلوگیری نکنیم، آنوقت همه کشورها را از دست خواهیم داد». -همین تئوری توجیه کننده طرح آمریکا به شاه برای کودتای علیه مصدق بود-. مضحک نیست؟ نه، مضحک آن است که تمام نشده، افغانستان و عراق ویتنام‌های بعدی زنده و موجود هستند.
و همین دردناک است. که آیا آمریکا از همه این اتفاقات درسی گرفت؟ نه. همان طور که یکی از سربازان در پایان فیلم میگوید: «من فکر میکنم حتی ما داریم سعی میکنیم که درسی هم نگیریم. همه ما الان داریم سعی میکنیم از چیزی که توی ویتنام دیدیم فرار کنیم». و این همه موید آن است که دنیل السبرگ – یکی از کارمندان سفارت آمریکا در ویتنام که بعد از جنگ دست به انتشار مقادیری از اسناد در نیویورک تایمز زد و به خیانت هم متهم شد +  – میگوید «ما در طرف اشتباه نبودیم، ما خودمان طرف اشتباه بودیم.»

«قلب‌ها و اندیشه‌ها» اولین بار در جشنواره کن به نمایش درآمد و همین‌طور بعد از پخش با موج انتقادات فراوانی روبرو شد. دید یک طرفه داویس و نشان دادن چهره‌ای زشت و غیرواقعی از آمریکا، مضمونی بود که منتقدان سیاست‌مدار به آن سخت اشکال میگرفتند. در آخر پس از یک هفته نمایش محدود و اجباری برای آن‌که بتواند در اسکار شرکت کند، در مراسم شرکت کرد و برنده اسکار ۱۹۷۵ شد. ولی بعد از آن برای نمایش در آمریکا دچار مشکلاتی شد. نهایتا نسخه کامل فیلم بعد از بیشتر از سی سال، در سال ۲۰۰۹ بازنشر شد.
با اینکه بیشتر از سی سال از ساخت مستند میگذرد، و با اینکه مخاطب فعلی ممکن است برخی از پیچیدگی‌های بحث‌های سیاسی فیلم را متوجه نشود، ولی «قلب‌ها و اندیشه‌ها» هم‌چنان دیدنی و قوی است. استفاده به موقع و موثر از فلش‌بک‌ها، صحنه‌ها و فیلم‌های جنگی، مصاحبه‌ها و فیلم‌های خبری، «قلب‌ها و اندیشه‌ها» را به مستندی تأثیرگذار تبدیل کرده‌اند. ولی تأثیرگذارتر از همه اینها، داستانی است که روایت میکند.

  • برای تماشای مستند به صورت آنلاین به یکی از این دو لینک (+ و +) میتوانید مراجعه کنید.
Advertisements
برچسب‌ها , , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: