مروری بر مستند چارلز فرگوسن: گناه خودی‌ها Inside Job – 2010

At the end of the day, the poorest – as alwayspay the most

برای بسیاری از ناظران بحران اقتصادی امریکا در اثر فروپاشی وال استریت(+)، شاید هنوز هم معلوم نباشد اصل قضیه از چه قرار است. به واقع پیچیدگی سیستم در قسمتهای بانکداری و گردش سرمایه در آمریکا انقدر زیاد است که درک دقیق آن را برای بیننده عادی مشکل میکند، چه برسد به درک شیادی در این سیستم. احتمالا نمونه‌های سینمای داستانی از این اتفاق را قبلا از الیور استون در فیلم «وال استریت: پول هرگز نمی‌خوابد» و یا در فیلم «مارجین گال» را دیده‌اید. گناه داخلی (+)، مستندی است ساخته چارلز فرگوسن که این بار به داخل اصل این داستان سرک میکشد و با زبانی نسبتا ساده قضیه را توضیح میدهد.
چارلز فرگوسن نویسنده و فیلم ساز آمریکایی، اهل سانفرانسیسکو است. او موسس شرکت نرم افزاری ورمیر تکنولوژی، از اولین شرکت‌های تولید نرم افزار است. فرگوسن در سال ۱۹۹۶، ورمیر را به ارزش ۳۳۱ میلیون دلار به شرکت ماکروسافت واگذا کرد و از آن پس به نویسندگی و تحقیق مشغول شد. از جمله کتاب‌های او می‌توان به نبرد رایانه‌ها و مشکلات پهنای باند اشاره کرد. فیلم مستند فرگوسن با نام برای هدف هیچ پایانی نیست موفق به دریافت جایزه‌ی ویژه‌ی هیات داوران از جشنواره‌ی ساندنس سال ۲۰۰۷ شده است. فرگوسن کتابی نیز با همین نام نوشته است. (+)
گناه خودی‌ها مستندی است که جریان فساد اقتصادی وال استریت و پیامدهای آن را در یک روایت تک خطی توضیح میدهد. شیوه این کلاهبرداری انقدر دقیق و هوشمندانه و تحت لوای قانون – و با کمک قانون- است که توضیح همین پروسه نیمی از فیلم را به خود اختصاص داده است. درباره این موضوع همین بس که اهالی وال استریت طوری سرمایه گذاری کرده‌اند که هم از موفقیت و هم از شکست موکلان خود سود میبرند. فیلم به پنج بخش تقسیم شده است: چگونه به اینجا رسیدیم؟ از اقتصاد آمریکای که چهل سال رشد بدون کوچک‌ترین بحران را طی میکند. بانک‌هایی با سرمایه‌گذاران گوچک که به شدت نسبت به حفظ و رشد سرمایه خود حساس بوده‌اند. و به مرور کج شدن از مسیر را نشان میدهد تا به حباب میرسد و بحران اتفاق می‌افتد و نشان می‌دهد مسئولیت‌نپذیری‌ها! و نتایج آثار را، و اینکه آمریکا اکنون کجا است؟
گناه خودی‌ها اما فقط درباره بحران نیست. در فیلم به دامنه بحران هم پرداخته میشود. و بلکه بالاتر از آن، مسری بودن فسادی که اتفاق افتاده است. تاجرانی که به واسطه مهره‌های تاثیرگذاری که در اقتصاد داشته اند سیاست‌مداران را هم تحت تاثیر قرار داده‌اند و از لکه دار شدن دانشگاه و دانشگاهیان هم سخن میگوید.
گناه خودی‌ها در سال دوهزار ده در رقابت اسکار بین رقبای نه چندان قوی خودش برنده جایزه بود. گرچند کارگردان نهایت تلاش خود را کرده – استفاده از سوپراستارهایی مثل مت دیمون برای روایت- و از بودجه و حمایت خوبی هم برخوردار بوده – تهیه‌کنندگی و حمایت سونی پیکچرز کلاسیک- ولی در این راستا نتوانسته خیلی خوب عمل کند. واقعیت این است که از آن‌چه در هنگام فیلم به نظرم رسید، و در پایان مطمئن شدم فرگوسن هم‌چنان معتقد به سرمایه‌داری است، به شرط اصلاح: «من موافق قوی‌تر شدن دولت نیستم، اما ایجاد یک سیستم بانکی تحت نظارت دولت می تواند کمک دهنده باشد.» یعنی مطابق آن‌چه در فیلم دیدیم سیستمی که قدرت‌مند است تحت سلطه سیستم ناتوان در بیاید. من در مورد نشان دادن جبهه کارگردان در روایت نظر مطلقی ندارم، اما حقیقتا نمیتوان غرض نداشت و ادای آن را درآورد. و با اینکه فرگوسن سعی کرده احساساتش مانعی بر سر راه درست انجام دادن کارش نباشد، اما در جهت مقابل هم نتوانسته خوب عمل کند. از این وجه احساس میکنم فیلم نتوانسته به مقصود خودش برسد و نتیجه آن شده که از دید من تنها به دست و پا زدنی خالی اکتفا کرده است.

Advertisements
برچسب‌ها , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: