بایگانی ماهانه: دسامبر 2012

مروری بر مستند نشنال جئوگرافیک: در داخل کره‌ی شمالی چه میگذرد؟ Inside North Korea – 2007

National Geographic Explorer - Inside North Korea

کره شمالی از منظر دوربین شاید یکی از منحصر به فرد ترین‌ها در نوع خودش باشد. با این وجود، و به دلیل عواملی که این انحصار را باعث شده‌اند، هیچ دوربینی نمی‌تواند آن را به درستی به تصویر بکشد. کره که تا پیش از جنگ جهانی دوم در تصرف ژاپن بود، بعد از پایان این جنگ و شکست ژاپن، به دو قسمت تقسیم شد. تقسیم کره به کره شمالی و جنوبی از پیروزی متفقین در جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۵ و پایان سلطه ژاپن بر کره نشأت گرفت. در طرحی که قریب به اتفاق کره‌ای‌ها با آن مخالف بودند، ایالات متحده آمریکا و اتحاد سابق جماهیر شوروی توافق کردند که قیمومیت موقت کشور را از محل مدار ۳۸ درجه، برعهده گیرند. هدف از طرح قیمومیت کمک به ایجاد یک دولت موقت کره‌ای بود که «در موعدی مقرر مستقل و آزاد» شود. اما اگرچه تاریخ برگزاری انتخابات هم مشخص شده بود، اتحاد جماهیر شوروی از همکاری با برنامه‌های سازمان ملل متحد برای برگزاری انتخابات آزاد و عمومی در دو کره سر باز زد و در نتیجهٔ آن، یک دولت کمونیست تحت حمایت اتحاد جماهیر شوروی به طور دائم در شمال تأسیس شد و یک دولت طرفدار غرب در جنوب.(+) بعد از جنگ جهانی دوم و پس از جنگ بین دو کره، کره‌ی شمالی بدون آن‌که بتواند ذره‌ای پیش‌روی کند در همان مرزهای قبلی خودش ماند و در شمال، کشوری با رهبری کیم ایل سونگ شکل گرفت که به تدریج خود را از جامعه جهانی جدا کرد و منزوی شد، به خصوص که شوروی هم در ۱۹۹۱ از هم فروپاشید. سیاست‌های نظیر جوچه(+) به خوبی نشان‌دهنده ایدئولوژیک بودن این باور از سوی قدرت مسلط است. بدین ترتیب کشوری جدا از دنیای بیرون تشکیل شد، با تمام خصوصیات یک قدرت خودکامه؛ کشوری تقریبا تک‌حزبی که در آن از آزادی بیان و رسانه خبری نیست، و نهایتا و به خصوص سه نسل است که دارای رهبری موروثی است: پس از مرگ کیم ایل سونگ پسرش کیم جونگ ایل رهبری کشور را عهده‌دار شد و از سال ۲۰۱۲ در پی مرگ کیم جونگ ایل رهبری این کشور در اختیار کیم جونگ اون پسرش است. آن‌چه این وضعیت را وخیم‌تر میکند مبهم بودن آن است. تقریبا هیچ خبرنگار و تحلیل‌گری از وضعیت داخل کره‌ی شمالی کوچک‌ترین اطلاعاتی ندارد، و تقریبا تمام گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌ها از روی حدسیات است. رهبران این کشور با مد نظر قرار دادن سیاست‌هایی نظیر جوچه، ارتباط خود را با خارج حتی در حد دریافت کمک‌های بشردوستانه نیز قطع کرده‌اند. برای همین حوادثی نظیر قحطی در سال‌های پایانی دهه نود، میتواند تا به امروز به مرگ دو میلیون نفر(تخمینی) بینجامد، یعنی تقریبا ده درصد از جمعیت بیست و خورده‌ای میلیونیِ کره شمالی، بدون آن‌که پوششی درخور در رسانه‌ها داشته باشد. در همین فیلم می‌بینید چگونه بیماری‌های ساده‌ای نظیر آب مروارید، موجب کوری هزاران نفر شده است.

مستند در داخل کره‌ی شمالی چه میگذرد یکی از مجموعه مستندهای اکتشافی نشنال جئوگرافیک(+) است که از سال ۱۹۸۵ (و در طرحی جدید با بازنویسی در سال ۲۰۰۳) به صورت هفتگی و در قالب مستندهای کوتاه غالبا با موضوعات اجتماعی و تاریخی به نمایش در می‌آید. این سری از مستندها را به صورت اختصاصی‌تر با عنوان مجموعه‌ی «نگاهی به درون»(+) نیز میشناسند که هدف آن‌ها بررسی و کاوش حوادث تاریخی و قدرت‌های حاکم است که پیش از این در همین مجموعه به بررسی منازعه اسرائیل-فلسطین، اف‌بی‌آی، رژیم صدام و از این دست هم پرداخته بود.

در داخل کره‌ی شمالی چه میگذرد مستندی است که توسط خبرنگار نشنال جئوگرافیک؛ لیزا لینگ، در دوران حکومت کیم جونگ ایل -پیش از آنکه کیم جونگ ایل دچار بیماری شود و کوچک‌ترین فرزندش کیم جونگ اون شخصیت شناخته شده‌ای حتی در داخل کره‌ی شمالی باشد- ساخته شده است. فیلمبرداری به عنوان یک مستند پزشکی به ثبت رسیده. گروهی که با پوشش تهیه مستند از فعالیت‌های بشردوستانه‌ی دکتر سندوک رویت، چشم‌پزشک نپالی به کره‌ی شمالی وارد شده، و تنها موفق به تصویر برداری از مناطق بسیار محدودی از خود کشور میشوند. همچون دیگر مستندهای اجتماعی شبکه‌های تلویزیونی‌ای از این دست، این مستند نیز مستند قدرت‌مندی نیست، اما دیدن‌ش به لحاظ موضوع خاص‌ش، ضروری است، خاصه آن‌که بعضی از صحنه‌های فیلم، خصوصا پروپگاندای عجیب و غریب و اتمسفر ارعاب مسلط بر فضا، برای شما نباید چندان غریبه باشد. فیلم از تصاویر گرفته شده کمی برخوردار است، اما با وجود همین تصاویر اندک، جو نشان داده شده باورنکردنی است. این در گفت و گو با افرادی که از کره شمالی فرار کرده‌اند، چه زندان‌بان‌ها و چه سربازان و چه مردم عادی، و اندک غریبه‌هایی که مدتی در کره‌ی شمالی بوده‌اند خودش را بهتر نشان میدهد. وحشتناک است، فضای ایزوله حاکم بر داخل کشور را هیچ چیز نمی‌تواند بیان کند، مردمی که مشخص نیست می‌ترسند، یا عقیده دارند، و یا همان طور که کارگردان میگوید: دیگر نمی‌توان بین این دو تفکیکی قائل شد.

  • فیلم را از این لینک‌ها(+ و +) به صورت آنلاین میتوانید ببینید. زیرنویس فارسی(+ و +) هم دارد./ لینک مرتبط : وبلاگ مستند خودکامگان
Advertisements
برچسب‌ها , , , , , , , , , , ,

مروری بر مستند جیمز لانگلی: عراق تکه‌تکه شده Iraq In Fragments – 2006

Iraq In Fragments

جنيفر لانگلي راه سختي را براي ساخت فيلم مستند عراق تكه‌تکه شده طي كرد و حتي چندين بار تهديد به مرگ شد. اين فيلم به همراه فيلم «یک حقيقت ناخوش‌آیند» از ال‌گور -که پیش‌تر درباره آن نوشته‌ام- از اصلي ترين شانس هاي دريافت اسكار بهترين فيلم مستند سال 2007 به حساب مي آمدند و هر دو آنها جوايز متعددي را از جشنواره هاي مختلف سينمايي دريافت كرده بودند. اما خود لانگلي هم اعتقاد داشت كه فيلم ال‌گور شانس بيشتري دارد و میگفت يك استوديو بزرگ از اين فيلم حمايت مي كند و در گيشه هم 30 ميليون دلار فروش داشته است. ولي فروش فيلم من به يك صد هزار دلار هم نمي رسد. اما اكثر منتقدان باز هم شانس آن را بسيار زياد مي دانستند چرا كه فيلم بهترين روايت را از زندگي روزمره عراقيان در سالهاي پس از حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 ارائه مي دهد. در فيلم سني ها، شيعيان و كردها همگي آزادانه نقطه نظراتشان را ابراز مي كنند، نقطه نظراتي كه مشابه آنها را كمتر در مطبوعات و رسانه هاي غربي مي بينيم. عراق چند تكه ظرف 2 سال فيلمبرداري شده است و لانگلي در مورد آن مي گويد: قصد داشتم بررسي دقيقي از وقايع جامعه عراق و احساسات مردم داشته باشم و معتقدم فيلم مي تواند خلأيي را كه توسط نشريات روزانه پر نشده جبران كند.
لانگلي در ابتدا قصد داشت زندگي يك خانواده واحد عراقي را قبل و بعد از جنگ مرور كند، اما در سفرهايش به عراق در اكتبر 2002 و فوريه 2003 متوجه شد كه سبك فيلمسازي اش با شرايط جامعه در زمان حاكميت صدام حسين تطابق ندارد. وي در اين زمينه مي گويد: شما يا بايد با افراد منتخب رژيم عراق صحبت مي كرديد و يا اين كه حرف هايي را مي شنيديد كه منجر به بازداشت و بازجويي گويندگان آنها مي شد. بنابراين ساخت يك مستند صادقانه از عراق تقريباً غيرممكن بود. در ظرف اين مدت او فقط توانست از مكان هايي فيلمبرداري كند كه صدام حسين شخصاً به تيم خبرنگاران اجازه داده بود. او در نهايت در فوريه 2003 مجبور به ترك عراق شد. البته او از عراق چندان دور نشد و به كويت رفت و از طريق تلويزيون شاهد حمله آمريكا و سقوط صدام بود.
او در آوريل 2003 به عراق بازگشت و البته اين بار به ويزا احتياج نداشت و به گفته خودش همه چيز بسيار سهل و ساده شده بود. لانگلي در يك آپارتمان كوچك در جنوب بغداد ساكن شد و به علت كمبود اطلاعات در مورد عراق از يك مترجم براي تسهيل در گفت وگو ها و كسب اطلاعات پيرامون جامعه عراق كمك گرفت. او در ابتدا به شدت نگران امنيت جاني اش بود، اما در خلال گفت وگوهايش با عراقياني روبه رو شد كه به مراتب نگران تر از او بودند. تحت حاكميت صدام، تمامي آنچه كه مي توانست خطرناك باشد، مشخص شده بود ولي اكنون با تضعيف نقش ارتش و پليس جنايت و غارت موج مي زد. لانگلي ادامه مي دهد: مردم مي ترسيدند از منازلشان بيرون بيايند و همه مغازه ها از ساعت سه بعدازظهر بسته بود. مردم در ابتدا خوش بين بودند و تصور مي كردند با حضور آمريكايي ها شرايط بهتر خواهد شد و عراق بازسازي مي شود ولي ماه ها گذشت و هيچ اتفاقي چه در زمينه بازسازي و چه در مورد بهبود سرويس هاي عمومي رخ نداد.
لانگلي ادامه مي دهد: گاهي اوقات در يك كشور يك يا دو اتفاق كافي است تا عرصه كاملاً بر شما تنگ شود ولي در عراق دهها اتفاق ناپسند رخ مي داد كه باعث شده بود تا مردم عراق به اين باور برسند كه ديگر خواهان حضور نيروهاي آمريكايي نيستند. اين فضا منجر شد تا ربودن و قتل خارجيان آغاز شود و من در چند لوكيشن تهديد به مرگ شدم. چند فرد نقاب دار در مكان هاي مختلف به من هشدار دادند كه در صورت عدم خروج از آنجا من و همراهانم را خواهند كشت. اين چيزي نبود كه من نه تنها به عنوان يك فيلمساز بلكه به عنوان يك انسان هم انتظار آن را نداشتم. من در نوار غزه در سال 2000 يك فيلم مستند بلند ساختم ولي اين بار شرايط به مراتب بدتر بود و با خودم عهد كردم كه هرگز در منطقه جنگي ديگري حاضر نشوم. در لحظه به لحظه اين فيلم مي توان بحران و خطر را حس كرد. اوج اين تغيير در آوريل 2004 بود كه بمباران و حمله به فلوجه و رسوايي زندان ابوغريب شرايط را در عراق دگرگون كرد. لانگلي از آن پس در بغداد هم احساس ناامني مي كرد و شرايط در اكتبر 2004 به گونه اي بود كه او ناچار به ترك آنجا شد. چند ماه بعد علان عنويا، مترجم او كه با خبرنگار كريستين ساينس مانيتور كار مي كرد، در حين ربودن او كشته شد. (+) لانگلی در جریان حضور طولانی‌مدت خود در عراق یک فیلم دیگر هم ساخت که البته به اندازه‌ی عراق تکه‌تکه شده دیده نشد. این فیلم که مادرِ ساری نام داشت نیز مثل عراق تکه‌تکه شده در سال ۲۰۰۶ ساخته شد. موضوع این فیلم درباره‌ی یک مادر عراقی است که با وجود مشکلات جنگ و اشغال نظامی درصدد مراقبت از پسر ده‌ساله‌اش برمی‌آید. اما فرزند او سرانجام بر اثر بیماری ایدز می‌میرد؛ و متاسفانه از دست مادر هیچ کاری ساخته نیست.

عراق تکه‌تکه شده از سه قسمت تشکیل شده است. سكانس ابتدايي فيلم داستان زندگي پسربچه ۱۱ ساله اي به نام محمد است که پدرش توسط نیروهای صدام کشته شده است. لانگلي در اين بخش از فيلم به رابطه پدر-پسر گونه محمد با صاحب كارش در يك تعميرگاه اتومبيل و در بین مسلمانان اهل سنت مي پردازد. بخش دوم فیلم اما به بررسي حضور مقتدي صدر در شهر نجف مي پردازد. او به لطف چند رابط موفق شد تا با شيخ عوس الكفاجي نماينده مقتدي صدر در ناصريه ديدار كند و وارد دفتر او بشود و حتي از یکی از قدرت‌نمایی‌های نظامي نيروهاي او فيلم تهيه كند. قسمت دوم فیلم، که یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های فیلم است، به شدت خوب از آب در آمده و لانگلی توانسته دوربین را به قلب نیروهای مقتدی صدر ببرد و کاملا تصویری واقعی از فعالیت‌شان ارائه بدهد. بخش دوم تماما واقعا عالی است. قسمت سوم حکایت نوجوانی کرد است. لانگلی در این قسمت وضعیت کردهای عراق و شورش کردها برای دستیابی به استقلال را تصویر می کند و به بیان عقاید کردها از دل یک خانواده کرد و کارگران کوره های آجرپزی در مزرعه ایی در اربیل پرداخته است. آنها در دیالوگ هایشان درباره عراق، استقلال طلبی و عقاید مذهبی صحبت می کنند و فیلم مرد مزرعه دار کردی را نشان می دهد که آرزو دارد یکی از پسرانش را برای رضای خدا و کسب علوم روحانی به مدرسه طلبگی بفرستد. علی‌رغم آنکه عراق تکه‌تکه شده نتوانست اسکار را به دست بیاورد، موفق به دریافت سه جایزه جشنواره فیلم ساندنس شامل بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و بهترین فیلمبرداری شد. فیلم در سال ۸۶ در جشنواره سینما حقیقت هم به نمایش درآمد و کارگردان فیلم هم در نشست فیلمش در تهران حضور یافت. جالب است بدانید کارگردان در سال ۲۰۰۸ در ایران یک سال هم ماند و مشغول ساخت مستندی درباره دبیرستانی روستایی در مازندران بود.

عراق تکه‌تکه شده همان‌طور که خود لانگلی میگوید با خرج بسیار کم درست شده. خود لانگلی علاوه بر کارگردانی، فیلمبرداری، مونتاژ، تهیه‌کنندگی فیلم را بر عهده داشته و حتی موسیقی فیلم را هم خودش ساخته. نگاه واقع‌بینانه، تصاویر شفاف و کم‌تر دیده شده و بکر، از عراق تکه‌تکه شده یک مستند شسته رفته و تمیز و قابل قبول ساخته است. آن‌را ببینید تا متوجه شوید هنوز به عنوان همسایه عراق، تصویر واضحی از این کشور ندارید، چه برسد به مردم اروپا و آمریکا.

  • بخش ابتدایی مقاله تماما از ترجمه یک ریویوی خارجی برداشته شده و لینک مطلب مترجم در انتهای آن امده است./ فیلم را برای نمایش آنلاین در سرویس‌ها پیدا نکردم، اما اگر اهل تورنت هستید با یک جستجوی ساده تورنت‌های فعالش را پیدا خواهید کرد. زیرنویس آن‌را هم خودم تهیه کرده‌ام و از این‌جا (+ و یا +) قابل دریافت است.
برچسب‌ها , , , , , , , , , , , , , ,
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: