مروری بر مستند ارول موریس: روند عادی عملیات Standard Operating Procedure – 2008

standard-operating-procedure

وحشتناک. فقط وحشتناک. در توصیف این فیلم هیچ چیز نمیتوان گفت. روند عادی عملیات فیلمی است درباره زندان ابوغریب، از زبان زندان‌بانان ابوغریب. با مد نظر قرار دادن تصاویر آشنایی از زندان ابوغریب که در سال ۲۰۰۴ از طریق نیوزویک در جهان منتشر و به سرعت پخش شد. دانستن این موضوع و آشنایی با آن‌چه در ابوغریب اتفاق افتاده، -کما اینکه ابوغریب برای کسی تقریبا ناآشنا نیست- چیزی از قباحت آن‌چه میبینید کم نمیکند. نه خود ابوغریب، نه شکنجه‌ها و نه آن‌ها که شکنجه شده‌اند وحشتناک نیستند. من از صورت مردی که در شب تولد یکی از سربازان به عنوان کادو برای چهل و پنج دقیقه مجبور به خودارضایی میشود کمتر وحشت میکنم. صورت زندانی از زندگی مطلقاً خالی است. ولی صورت شکنجه‌گران بیش از همه رعب‌آور است: خالی از انسانیت. من نمیدانم بیش از این دیگر چیست؟ و متهم حتی برای تبرئه خودش هم زحمت نمیکشد. میخندد و تعریف میکند. و من نمیدانم آیا چیزی که میشنوم توجیه است؟ «مجبور بودیم»، «فقط کاری رو میکردیم که بهمون گفته بودن»، «این چیزها اونجا عادی به نظر میومد»، «ما کسی رو زخمی نمیکردیم»، «فلانی این کار رو میکرد، ما فقط نگاه میکردیم»، «من فقط میخواستم عکس بگیرم تا به دنیا نشون بدم اون تو چه خبره» و مزخرفاتی از این دست: «یک روند عادی در عملیات». عنوانی که موریس هم به شیوه طعنه‌آمیزی آن را برای اسم فیلم انتخاب کرده است. و اشاره به همین عکس‌ها دارد که به دو بخش تقسیم میشوند: آنهایی که دادگاه تشخیص داده است که در آن‌ها «جنایت جنگی» اتفاق افتاده، و آنهایی که صرفا یک «روند استاندارد عملیاتی» بوده.
ارول موریس متولد نیویورک، لیسانس تاریخ و فوق لیسانس و دکترای فلسفه از دانشگاه پرینستون دارد. فراگیری سینما را نزد ورنر هرتزوگ شروع کرد که در عبارت مشهوری گفته بود اگر دانش آموز او بتواند فیلمی که مدت هاست درباره اش صحبت می کند را تمام کند کفش خود را خواهد خورد. هرتزوگ بعد از ساخته شدن «درهای بهشت» توسط موریس به عهد خود هم وفا کرد. فیلمی از لس بلانک با عنوان «ورنر هرتزوگ کفشش را می خورد». موریس قواعد مستند و سینما وریته را به شدت نقد می کند: «من هیچ وقت موافق نظر گدار نبودم که فیلم، حقیقت است، ۲۴ بار در ثانیه. با اندکی تفاوت من رو نوشت دیگری از این فکر ارائه می دهم: فیلم، دروغ هایی است، ۲۴ بار در ثانیهharmansab1«.(+)
فیلم‌های موریس غالبا ماهیتی افشاگرانه و سیاسی دارند. همچون مهِ جنگ، خط نازک آبی، و همین فیلم. هنر درخشان موریس اما به زعم من در مصاحبه گرفتن او است، چیزی که برخی نقطه ضعف او میدانند. وی از مردم می خواهد که مستقیما با دوربین صحبت کنند، شگردی که کاملا درتضاد با این ایده است که دوربین های مستند می بایست پنهان و بی حضور باشند: «آیا آنچه من انجام داده ام اصالتش بیشتر یا کمتر از سینما وریته است؟ نظر من این است که اصالتش نه کمتر و نه بیشتر است». و این کار را عالی انجام میدهد. در معرفی مهِ جنگ در این باره بیشتر خواهم نوشت. موریس به چهار تن از هفت سرباز یک واحد پلیس نظامی MP که بعدا محاکمه و محکوم به حبس شدند، برای ظاهر شدن در این فیلم پول پرداخته است. او توانسته سربازان و افسرانی مثل سابرینا هرمن، لیندا اینگلند، کیم دوگان،‌ ژنرال سانچز و بسیاری دیگر از امریکایی‌ها را که مستقیما در این کار دست داشتند، جلوی دوربین بیاورد.

اما باز هم آن‌چه مرا اذیت میکند، ضعف این فیلم در بازسازی داستان است. واقعا چه لزومی به این کار است؟ گویی کنایتاً همان‌طور که مانولا درگیس، منتقد نیویورک تایمز میگوید: «موریس از کارکردن در حاشیه سینما، که محل تردد مستندسازان است، خسته شده و می خواهد به متن سینما وارد شود».
جی. هوبرمن منتقد نشریه ویلج وویس به این مشکل بهتر اشاره میکند. او به خصوص از تکنیک موریس در بازسازی صحنه ها انتقاد کرده و آن را نقض غرض می خواند: موریس با نمایش انفجار هلیکوپتر یا دندانهای تیز سگهای درنده که گفته می شود در ابوغریب با آنها زندانیان مورد تهدید قرار می گرفتند، عملا دارد همان کاری را می کند که در این عکسها با زندانیان شده است، و به این ترتیب، تاثیر اخلاقی کار خود را از بین می برد. آیا موریس این صداها، این عکسها و این حرفها را برای خیره کردن تماشاگر کافی نمی داند؟ برای نمایش بوی متعفن شهر فلوجه، آیا باید گاز بدبو در سالن سینما پخش کرد؟ آیا او هم مثل سوژه های این فیلم، کسل است و احساس نیاز به سرگرمی دارد؟(+)

Advertisements
برچسب‌ها , , , , , ,

یک دیدگاه برای ”مروری بر مستند ارول موریس: روند عادی عملیات Standard Operating Procedure – 2008

  1. ناشناس می‌گوید:

    ممنون از معرفی این مستند.
    اشاره به ضعف در بازسازی (یا اصولاً تشکیک در لزوم بازسازی) اشارهٔ مهمی بود. خصوصاً اینکه بعضی مواقع شکل این بازسازی حتی خنده‌دار و مسخره هم می‌شود. مثل وقتی که بازجو می‌گوید که مشتش را روی میز کوبیده، بعد یک مشت روی میز کوبیده می‌شود و میز نمی‌شکند و یک مشت دیگر کوبیده می‌شود و این بار میز می‌شکند و سیگار و فندک به هوا پرتاب می‌شوند. همچنین است بازسازی نیمرو درست کردن صدام در خانهٔ یک روستایی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: