بایگانی ماهانه: ژوئیه 2014

مروری بر مستند دروازه‌بانان The Gatekeepers – 2012

دروازه‌بانان یکی از عجیب‌ترین مستندهای فلسطین است. مستندی که البته به فلسطین نمی‌پردازد، بل این بار از سویۀ دولت اسرائیلی حاکم بر منطقه به اشغال و ترور نگاه می‌کند. دروازه‌بانان محصول سال 2012، مستندی است که با شش رئیس سازمان امنیت اطلاعات اسرائیل که شاباک خوانده میشود مصاحبه میکند. گمان نمیکنم فیلم بهتر از این موفق میشد تصویری مستقیم و صریح از بالاترین مقام‌های امنیتی اسرائیلی و نظرات آنها منتشر سازد، نظراتی بس عجیب. فیلم بیش از آنکه به توجیه بپردازد به ساخت تصویر میپردازد و مصاحبه‌ها با اینکه آن چنان چالش‌برانگیز نیستند، اما عجیب آن است که مصاحبه‎‌شونده‌ها زحمت مصاحبه‌کننده را کم میکنند و گفت و گوها را تبدیل به بخشی جذاب با ریتمی بسیار قابل قبول میسازند (هرچند این فرضیه لزوماً ربطی به حذف ارادی مصاحبه‌کننده از متن مصاحبه‌ها ندارد). ورای از این، البته برای فیلمی که بخش عمدۀ آن مصاحبه است، استفاده از تکنیک سه‌بعدی ساختن تصاویر و حالت روایی بخشیدن به قسمت مکتوب فیلم بر جذابیت آن می‌افزاید. کارگردان با ساخت فضای سه بعدی برای عکس‌ها، جا به جا به صورت عمقی در میدان عکس نفوذ میکند و هرچند گاه از این تکنیک، بی‌مورد استفاده میکند اما زیادت استفاده از آن بیننده را نمی‌آزارد. خاصه آن که در مواجهه با یک سرویس امنیتی تدارک مستنداتی برای کارگردان عملاً متصور نمیشود، جز همین گونه مانورها بر عکس‌های روزنامه‌ها و معدود تصاویر موجود. شنیدن مصاحبه‌ها برای من جدید بود و با تصویری که داشتم بسیار متفاوت. حتی سخت‌جان‌ترین رئیس شاباک، آوراهام شالوم، هم صحبت‌هایی کرد که انتظار شنیدنش را از یک فرماندۀ امنیتی اسرائیلی نداشتم. مردی که به گفتۀ کارمی گیلون، از فرماندهان بعدی شاباک پس از شالوم، نه تنها فلسطينی‌ها و لبنانی‌ها بلكه خود اسرائيلی‌ها هم از او میترسيدند؛ مردی به شدت جدی و محكم که از هر چيز كه خوشش نمی‌آمد كلك‌ش را مي‌كند. فیلم به خوبی ساختار امنیتی و اجتماعی فضای اسرائیلی را از بعد از جنگ شش روزه تا امروز نشان میدهد، و هماگونه که خود میگوید نشان میدهد که چگونه ماهیت دولت اسرائیل به یک شاباک بزرگ تبدیل میگردد، همانگونه که پروفسور لیبوویتز، یکی از یهودیان منتقدان اشغال، نقل میکند که یکسال پس از جنگ شش روزه نوشته بود: «حکومت بر یک جمعیت یک میلیونیِ خارجی متخاصم، لزوماً به حکومت شاباک ختم میشود». تمام این‌ها هرچند با فرض غرض، اما لایه‌ای از حقیقت و واقعیت اتفاق‌افتاده را با خود دارد. عجیب‌تر آنکه تأیید تمامی رؤسای سابق که با ایشان مصاحبه میکند را به عنوان امضائی بر این اظهارات ثبت میکند. شالوم نهایتاً (هرچند با اکراه و ترس از مثالی که در شباهت اسرائیل با آلمان جنگ جهانی دوم میزند) صریحاً میگوید ما ظالم شده‌ایم، همانگونه که نسبت به خودمان، و البته عمدتاً نسبت به فلسطینیان. و تیر آخر، که بهترین گفت و گوی فیلم به جهت شخصیتش با او اتفاق می‌افتد، سخن پایانی اولین رئیس شاباک کلازویتر است: پیروزی ایجاد فضای سیاسی بهتر است و ما با اینکه ما بارها و بارها شهرهایی مثل نابلوس را اشغال کرده‌ایم اما هیچ پیروزی‌ای به دست نیاورده‌ایم. آیا اشغال این شهرها و در مجموع اشغال فلسطین، واقعیت سیاسی بهتری را برای ما ساخته؟ تراژدی بحث در مورد امنیت داخلی اسرائیل این است که ما متوجه نیستیم که با یک وضعیت خسته‌کننده روبرو هستیم، وضعیتی که در آن ما برندهۀ هر نبرد هستیم اما جنگ را باخته‌ایم.

برچسب‌ها ,

مروری بر مستند ایندی گیم: فیلم Indie Game: The Movie – 2011

indie-game-the-movie-poster

مستند ایندی گیم را میتوان در یک کلمه، جهان نا امیدان توصیف کرد. مستندی که به دنیای شخصی دولوپرهای بازی‌های ویدئویی مستقل میپردازد و از دریچۀ ذهن آنان، از نگرانی‌هایشان و از ترس‌هاشان در مواجهه با جهان بیرونی میگوید. تولیدکننده‌هایی که علی رغم ارائۀ بازی‌های باکیفیت، در بازار لزوماً جایگاهی ندارند، چرا که به قرارداد با شرکت‌های بزرگ تن نداده‌اند، اسپانسر ندارند و یک‌تنه بازی را از الف تا ی مینویسند. دنیای شخصی تولیدکننده‌هایی که فیلم بدان‌ها میپردازد فوق‌العاده جذاب است. پارادوکس انزوای شخصیت‌ها و نیاز به مصرف‌کننده، نقطه‌ای که فیلم بر روی آن تمرکز نمیکند اما جالب است، آن هم برای سازنده‌هایی که دستاوردی جز این بازی‌ها ندارند و تمام شخصیت‌شان در کارشان -همان شورشان- خلاصه میشود، آدم‌هایی که گیگ یا نرد خوانده میشوند فیلم را فراتر از یک مستند روائی بر ساخت ایندی گیم‌ها مینماید. دغدغۀ فیلم شخصیت سازنده‌هاست. برای ما این که شاعری در شعرش نمود داشته باشد یا آهنگسازی در آهنگش، یک تصویر کاملا آشناست، اما اینجا جهان جدیدی به روی ما باز میشود: آدم‌هایی که بیان‌شان برای بروز آنچه درونشان است بازی‌های ویدئویی‌ست، و با آنکه کاراکترهای انتخاب شده از لحاظ حرفه‌ای نمونه‌های موفق هستند، اما راضی نیستند. چرا که یک‌تنه نمیتوان بر دنیا فائق آمد و سازنده‌های ایندی گیم، فردیت‌های ضعیفی در مقابل شرکت‌های بزرگ، این گونه انتخاب کرده‌اند.

برچسب‌ها
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: