مروری بر مستند ایندی گیم: فیلم Indie Game: The Movie – 2011

indie-game-the-movie-poster

مستند ایندی گیم را میتوان در یک کلمه، جهان نا امیدان توصیف کرد. مستندی که به دنیای شخصی دولوپرهای بازی‌های ویدئویی مستقل میپردازد و از دریچۀ ذهن آنان، از نگرانی‌هایشان و از ترس‌هاشان در مواجهه با جهان بیرونی میگوید. تولیدکننده‌هایی که علی رغم ارائۀ بازی‌های باکیفیت، در بازار لزوماً جایگاهی ندارند، چرا که به قرارداد با شرکت‌های بزرگ تن نداده‌اند، اسپانسر ندارند و یک‌تنه بازی را از الف تا ی مینویسند. دنیای شخصی تولیدکننده‌هایی که فیلم بدان‌ها میپردازد فوق‌العاده جذاب است. پارادوکس انزوای شخصیت‌ها و نیاز به مصرف‌کننده، نقطه‌ای که فیلم بر روی آن تمرکز نمیکند اما جالب است، آن هم برای سازنده‌هایی که دستاوردی جز این بازی‌ها ندارند و تمام شخصیت‌شان در کارشان -همان شورشان- خلاصه میشود، آدم‌هایی که گیگ یا نرد خوانده میشوند فیلم را فراتر از یک مستند روائی بر ساخت ایندی گیم‌ها مینماید. دغدغۀ فیلم شخصیت سازنده‌هاست. برای ما این که شاعری در شعرش نمود داشته باشد یا آهنگسازی در آهنگش، یک تصویر کاملا آشناست، اما اینجا جهان جدیدی به روی ما باز میشود: آدم‌هایی که بیان‌شان برای بروز آنچه درونشان است بازی‌های ویدئویی‌ست، و با آنکه کاراکترهای انتخاب شده از لحاظ حرفه‌ای نمونه‌های موفق هستند، اما راضی نیستند. چرا که یک‌تنه نمیتوان بر دنیا فائق آمد و سازنده‌های ایندی گیم، فردیت‌های ضعیفی در مقابل شرکت‌های بزرگ، این گونه انتخاب کرده‌اند.

Advertisements
برچسب‌ها

مروری بر مستند آروو پارت: بیست و چهار پیش‌درآمد برای یک فوگ

Arvo Part - 24 Preludes for a Fugue
شاید اگر نبود تلاش‌های مانفرد آیخر، مدیر انتشارات ای‌سی‌ام، امروزه پارت را تنها علاقمندان جدی موسیقی و کمی فراتر می‌شناختند. چرا که در طیف آهنگ‌سازانی که پارت در زمرۀ آنان قرار می‌گیرد اصولاً آهنگ‌سازان شنیده‌شده آن گونه که در زمان حیات‌شان محبوبیت عام داشته باشند کمتر است. آروو پارت متولد 1935 در پاید، شهری کوچک در استونی است. وی به جهت مینی‌مالیسم مخصوص خود که آن را به وصف‌هایی چون مقدس و الهی می‌خوانند شناخته می‌شود. گرچند آثار کورال او به سبب رنگی که نشان از مناجات‌های کلیسایی گذشته دارند بیشتر شنیده شده است، اما سبک او نیز غریب نمانده است. آروو پارت، بیست و چهار پیش‌درآمد برای یک فوگ مستندی است که به سیر زندگی هنری پارت می‌پردازد. هم مصاحبه‌ها و هم فیلم‌های گذشته در آرشیو، به فیلم حالتی روایی می‌دهد بدون آن که در گیر حاشیه‌های زائد و نکات تاریخ‌مند گردد؛ نه از اخراج او از اتحادیۀ آهنگ‌سازان جماهیر شوروی و مشکلات سیاسی‌اش صحبتی می‌شود و نه به دوران سکوت او در مداقۀ طولانی‌مدتش برای رسیدن به آن چه امروز هست بیش از اشاره‌ای گذرا -آن هم در خلال مصاحبه توسط خود پارت-  می‌گردد. زندگی‌نامۀ موسیقایی پارت از دوران کودکی (مادرش گمان می‌کرد او باخ تمرین می‌کند در حالی که او به نواختن ساخته‌های خود دست می‌زده، و چقدر از این که مادرش روزی از این ماجرا سر در آورده غمگین می‌شود) تا بزرگ‌سالی و دست‌یابی به تینتینابولی، در فیلم بیش از همه از میان مصاحبه‌ها و در خاطرات پارت شکلی روایی به خود می‌گیرد و بیش از این کارگردان، ما را در فرمی صمیمی به فضای اندیشه‌ها و عقاید پارت نزدیک می‌کند. موفقیت در شکل‌گیری اتمسفر تغزلی اینجا در سایۀ تصویر زندگی شخصی‌اش با آلینا(همسرش) و روحیۀ خود پارت و ایمانش شکل می‌گیرد. گذشته از این، فیلم تمرکز خود را بر موسیقی پارت از دست نمی‌دهد و در کنار پارت در کنسرت‌ها و تمرین‌ها و گردهمایی‌ها، به معروف‌ترین ساخته‌های او همچون فراترس، برای آلینا، تابلو روزا و … هم می‌پردازد. آخر آن‌که مستند پارت بیش از آن‌که مستندی بیوگرافیکال باشد تا بتوان به نقد و قضاوت‌ش نشست، پرتره‌ای صمیمی‌تر از اوست و این اندازه و بلکه بیشتر و به حد کافی رضایت‌بخش و موفق است.

 

برچسب‌ها , , , , , , , , , , , ,

مروری بر مستند الکس گیبنی: ما اسرار را می‌دزدیم، داستان ویکی‌لیکس – We Steal Secrets: The Story of WikiLeaks 2013

westeal

در گردش اطلاعات، مرز آزادی تا کجاست؟ شاید این مهم‌ترین سوالی است که اگر نه کارگردان به قصد، به هرحال در تمامی لایه‌های زیرین «ما اسرار را می‌دزدیم: داستان ویکی‌لیکس» ذهن را درگیر میکند. الکس گیبنی در آخرین مستندش به روایت داستان دو تن از شخصیت‌های تأثیرگذار معاصر میپردازد که یکی مشهورتر و دیگری -نسبت به نقشی که دارد- کم‌تر مشهور است: جولین آسانژ و بردلی منینگ. گیبنی در مستند نسبتاً بلند خودش با تمرکز بر زندگی آسانژ، بیوگرافی تقریباً کاملی از او و مسیر حرفه‌ای‌ش ارائه میدهد و از گذر مصاحبه با بیش از بیست شخصیت کلیدی در این ماجرا، تا حدودی پرده از شخصیت پیچیده و مرموز آسانژ برمیدارد. آن‌چه فیلم را موفق میکند اسناد دست اولی نظیر فیلم‌های شخصی از آسانژ و مصاحبه‌های دست اول و قدرت‌مند با نزدیکان آسانژ در پروژه ویکی‌لیکس و افرادی چون رئیس سابق سیا است که در طول دو ساعت با حفظ ریتم و تعلیق، تماشاگر را با خود میبرد تا نه همچون خیل طرفداران آسانژ تصویری مقدس از او به نمایش بگذارد، بل تصویری نزدیک‌تر به واقعیت ارائه دهد. در عین حال مطرح کردن اتهاماتی که به آسانژ وارد شده است و از جمله پر سر و صداترین آنها، یعنی اتهام جنسی، را در قالب معما مطرح میکند و هرگز پاسخی صریح و قطعی بدان نمیدهد.
فیلم دارای تدوینی به شدت خوب است و موفق میشود پرتره‌ای قابل قبول از آسانژ ارائه دهد که در آن نقش افرادی چون منینگ به خوبی تبیین میگردد. پرتره‌ای که آسانژ را هم‌چون همانانی که آسانژ به مخفی کردن اطلاعات متهم‌شان میکند زمینی‌تر میکند و زیباترین وجه فیلم در همین بیان است: همچون نام فیلم که عبارت «ما اسرار را میدزدیم»ش را از رئیس سابق سیا قرض گرفته است، به تلویح همین ساز و کار را به آسانژ نسبت داده و همان پرسشی را مطرح میکند که در ابتدا بدان اشاره رفت: مرز آزادی اطلاعات تا کجاست؟ خاصه آن‌که در میانۀ فیلم خبرنگاری میگوید به آسانژ گفتم که حذف نکردن نام‌ها از اسناد موجب به خطر افتادن جان اشخاص میشود، مسئله‌ای که روی کاغذ و به تعمیم نمیتوان در مورد آن تصمیم گرفت؛ و آسانژ میگوید این اطلاعات باید منتشر گردند، حتی به قیمت جان اشخاص. شاید که اگر کارگردان مستعد دیگری چون گیبنی در حوزۀ سیاست، ادوارد اسنودن را سوژۀ مستند خود قرار دهد، چهرۀ هر دو افشاگر تأثیرگذار معاصر تا حدودی از ابهام در خواهند آمد.

برچسب‌ها , , , , , ,

مروری بر مستند ورنر هرتزوگ: درس‌هایی از تاریکی Lessons of Darkness – 1992

درس‌هایی از تاریکی، ساختۀ ورنر هرتزوگ یکی از آن نمونه‌های عجیب سینمای مستند است. کارگردان موج نوی آلمانی در این فیلم نه چندان بلند آن‌چنان به تاخت می‌تازد که بی‌وقفه از همان ابتدا نفس بیننده به سختی بالا می‌آید. بی‌وقفه از هما ابتدا: فیلم با نقل قولی از بلیزی پاسکال، ریاضی‌دان و فیزیک‌دان فرانسوی و فیلسوف مسیحی سدۀ شانزده اروپا، شروع می‌شود و در سیزده فصل ادامه می‌یابد: «فروپاشیِ این جهانِ اخترگونه، همچون آفرینش، در شکوهی پُر از جلال رخ خواهد داد»؛ جمله‌ای پُر از شگفتی که بُهت بیننده را پیش از شروع می‌آفریند و البته که از پاسکال هم نیست، ساختۀ خود هرتزوگ است که آن‌را به پاسکال نسبت داده است: «پاسکال نمی‌توانست بهتر از خودش این جمله را بگوید. واقعیت این است که برای آن‌ها که ذهن حساب‌گری دارند این ممکن است جعل بنماید، اما در نهایت جعل نیست چرا که من مخاطب را دو پله به جلوتر بردم پیش از آن‌که حتی تصویر اول فیلم را ببیند و شما در سطح آمادگی‌ای بالاتر به تماشای فیلم می‌نشینید. در این رابطه با وجود اینکه نقل قول، جعلی است اما جعل نشده است تا شما را بفریبد یا گم‌راه کند؛ بلکه دقیقاً بر خلاف آن می‌خواهد روح شما را با ترس خاصی پُر کند تا آمادۀ دیدن چیزی شوید که آدمی هرگز در طول تاریخ بشریت مشاهده نکرده است»*.
درس‌هایی از تاریکی مراقبه‌ای است که کارگردان و بیننده بر فاجعه می‌کنند؛ فیلمی تقریباً صامت که جز زمزمۀ شاعرانه‌ای با صدای خود هرتزوگ، سکوت ویران‌کنندۀ تصاویر آن‌را نمی‌شکند. تصاویر نیز اغلب از زاویۀ بالا و با شات‌های هلی‌کوپتری گرفته شده‌اند. فیلم با نمایش کویتِ بعد از جنگ خلیج و چاه‌های نفت آتش‌گرفته شروع می‌شود، گرچند هرگز هیچ آدرسی به بیننده نمی‌دهد که این تصاویر مربوط به کجاست: هرتزوگ بیننده را تبدیل به یک بیگانه می‌کند؛ «در فیلم حتی یک شات هم وجود ندارد که بیننده بتواند تشخیص دهد این، زمین ماست؛ با این وجود می‌داند که این تصویر باید از همین کرۀ خاکی گرفته شده باشد». تو گویی به سیاره‌ای دیگر می‌نگری، سیاره‌ای که نابود شده است و یا در حال نابودی است و کارگردان دارد روایتی از این نابودی به تو می‌دهد. هرتزوگ به شدت در آفرینش این تم آخرالزمانی موفق عمل کرده است و درست همان‌جا که نیاز است روایت شاعرانه‌اش را پیوند می‌دهد به موسیقی‌هایی از آروو پارت، گوستاو مولر، سرجی پروکوویچ، شوبرت، واگنر و … . و فضایی استعاری می‌آفریند که با تأکید مشدّد بر واقعیت، آدرس خودش را علی‌النهایة می‌دهد و منظوری واضح دارد: زمین نابود شده است، اگرچند که هنوز از هم فرو نپاشیده است. و این بودنی است «تحمل‌کردنی»؛ چونان که فیلم تمام می‌شود با نمایش آفریدگانی که در مقام آفرینندگان، بر چاه‌های نفت فرو رفته‌اند در لباس‌های کار و احاطه شده‌اند با جنونی برای بقاء؛ و می‌پرسد «آیا زندگی بدون آتش برای آنان نیز غیر قابل تحمل است؟» که دست به تخریبی مداوم چون این می‌زنند؟
و فیلم تمام نمی‌شود، بلکه تازه آن دم است که شروع می‌کند به تنیدن در روح بیننده.

برچسب‌ها , , , ,

مروری بر مستند یان آرتوس-برتراند: خانه Home – 2009

Home

من قصد ندارم خانه را معرفی کنم، ویکیپدیای فارسی قابل قبولی دارد(+)، تمرکز اصلی خانه همان‌طور که حدس زدن‌ش کار مشکلی نیست به هم خوردن نظم زمین است ذیل تیترهایی که حدس زدن آن‌ها نیز مشکل نیست: گرمایش کرۀ زمین و بر هم خوردن اکوسیستم و … . خانه در کم‌تر از دو ساعت، ملیون‌ها سال تاریخ زمین را با گزیده‌گویی قابل تحسینی بازگو می‌کند و البته این، کم‌ترین چیزی است که وی را دیدنی می‌سازد. یان آرتوس-برتراند عکاس که پیش از این مستند با حمایت یونسکو در پروژۀ ده سالۀ خودش در «زمین از بالا»(+) موفقیت بزرگی به دست آورده بود، این بار با دوربین حرفه‌ای و پرقدرت‌ش و به کمک هلی‌کوپترها در هجده ماه بر بیش از پنجاه کشور جهان پرواز می‌کند و از بین ۴۸۸ ساعت تصویر، فیلم ساخته می‌شود. خانه، مغازلۀ کارگردان است با زمین، حاصل تجربیات او از عکس‌برداری هوایی در فیلم شبیه به عشق‌بازی روایت بر روی تصاویر می‌شود. گویی کارگردان برای هر روایتی می‌داند کدام نقطه از زمین را با کدام نحوۀ تصویربرداری می‌خواسته. دوربین لحظه‌ای روی زمین نیست و کم‌تر ثابت است. موسیقی فیلم کار محشر آرمند آمار است که تجربۀ پیشین‌ش با کارگردان نیز به همین اندازه قابل قبول بود و اینجا دیگر یک خروجی فوق‌العاده ساخته: «یک پرترۀ خیره‌کننده از زمین».

خانه کپی‌رایت ندارد، تأمین مالی‌اش را شماری از شرکت‌هایی که در پایان نام آن‌ها آورده می‌شود عهده‌دار شده‌اند،»سود این فیلم به دلار نیست، بلکه به تعداد بینندگانش است.» خانه را می‌توانید با کیفیت عالی از تورنت و یا اینجا دانلود کنید، و یا از یوتیوب و ویمئو تماشا کنید. زیرنویس فارسی هم دارد.

برچسب‌ها , , , , , , , , , ,
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: